النا و الیکاالنا و الیکا، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

الناوالیکاهدیه های خداوند

خواب

1391/5/9 16:34
نویسنده : آزیتا
182 بازدید
اشتراک گذاری

درباره شماخیلی وقتها با هم بازی یواش صحبت کردن ودر گوشی حرف زدن میکنیم شب قبل از خواب وقتی  به النا میگم یه چیزی در گوش من بگو می دوه میاد میگه من عاشگ توام از خوشحالی بال در میارم میگم توی اون گوشم هم بگو دوباره همون رو تکرار میکنه.وقتی به الیکا هم میگم یه چیزی توی گوش مامان بگو زود میگه من تورو خیلی دوست دارم،خیلی خیلی خوشحال میشم بعدش النا سرشو میذاره روی این دستم الیکا هم روی اون یکی دستم وقصه براتون میگم تا خوابتون بره آخر داستانم هم حتما باید بگم" قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید، بالا رفتیم دوغ بود پایین اومدیم ماست بود قصه ما راست بود"، اگه یه کم دیر بگم هر دوتا تون میگین مامان قصه ما راست بود بگو .عاشق قصه هایی هستین که براتون میگم،قصه قورباغه ای که دمش رو گم کرده یا لاک پشتی که با خرگوش مسابقه میده و یه عالم شعرهای خوشگل که هر شب وهر شب براتون می خونم وخودم هم مثل شما لذت میبرم از اینکه بعد از یه روز واقعا پر کار برای شما این جور راحت تو بغل من خوابتون برده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

faeqeh
9 مرداد 91 16:24
اییییییییییییییییی جانم دو تا عسل بانو
سنا
21 فروردین 93 14:29